تبلیغات + موضوعات
- در گذر زمان
- عکسستان
- دروغ مثل راست
- گالری عکس بندرگناوه
- ورزشی
- حوادث
- پاسخ به مخاطبین
- داستانک
- آموزش
- با بزرگان
- معرفــی سایـــت
- عمومی
- انتخابات
- اخبار شهرستان
- نظرگاه
- معرفی کتاب
- خندستان
- در ساحل شب
- درد دل مردم
- مسعود حسن پور [مدیر]
- الیاس احمدحسینــــــی [مدیر]
- علیرضا خلیفه زاده [مدیر]
- نیما پهلـــــــوان [مدیر]
- حسن دشتـــــی [مدیر]
- آرش کنارکوهـــــی [مدیر]
- اسماعیل کشتکــــار [مدیر]
به یاد مصطفی تاج زاده



این جامعه تا اطلاع ثانوی بحران خواهد داشت.
این جمله هشدار دهنده و قابل تامل مصطفی تاج زاده در سال 84 در مسجد جامع بندر گناوه بود.درست 4سال بعد در پایان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ،هاشمی رفسنجانی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری پس از سکوتی معنی دار در ادامه نامه سرگشاده خود به رهبر انقلاب مبنی بر برآمدن دود های فتنه در آسمان ایران و لزوم توجه ویژه به آن ، همگان دیدیم که چگونه آتش زیر خاکستر شعله ور شده و کار به جایی رسیده که این بار هاشمی رفسنجانی در قامت امام جمعه موقت تهران در تریبون رسمی جمهوری اسلامی با صراحت از وضعیت بحران زده کشور سخن می گویند.منظورم از این مقدمه برمی گردد به درایت ، هوشمندی وپیش بینی های مصطفی تاج زاده وارایه تحلیلهای منطقی از سیر تاریخ تحول و تکاملی جنبش آزادی خواهی ودمکراسی ایران معاصر و دغدغه ها و نگرانی هایی که وی از آنها سخن می گفت و به جد خواهان ادامه این مسیر با استراتژی عدم خشونت و رسیدن به خواست تاریخی ملت ایران با کمترین هزینه ممکن بود ، متاسفانه مجریان انتخابات با روندی که در قبل و بعد از انتخابات به کار گرفتند تمامی رشته های اصلاح طلبان را به ظاهر پنبه کردند وبا اعلام نتایج انتخابات و شروع اعتراضات مسالمت آمیز مردم نسبت به نتیجه اعلام شده ، وی و همفکران ایشان را دستگیر و روانه زندان کردند و تاکنون هم خبر موثقی از آنها در دست نیست.گاهی شایع شد ه که تاج زاده نسبت به راه اندازی انقلاب مخملی و ارتباط با بیگانگان اعتراف کرده است و گاه هم خبر از اعدام انقلابی وی می رود که بشدت توسط وزیر اطلاعات تکذیب شده است.اما برای ما در بندر گناوه که در دو دور انتخابات ریاست جمهوری نهم و دهم مستمع سخنان وتحلیل های وی بوده ایم ، این سوال اساسی پیش می آید که آیا اصرار تاج زاده مبنی بر شرکت در انتخابات و پیگیری حقوق و مطالبات از مجراهای قانونی جرم بوده است?!بازداشت ، زندانی کردن و خبر رسانی از وی آن هم به این طریق و شیوه جای تعجب، ابهام و تامل بسیار دارد .حال مروری گذرا بر دو سخنرانی وی در سال 84 و 88 در مسجد جامع و تالار هنر بندر گناوه می اندازیم تا شاید گوشه از زوایای این حقیقت روشن گردد .مصطفی تاج زاده درابتدا به تشریح شرایط حاکم بر کشور طی یکصد سال اخیر پرداخت و از فراز و فرودهای جنبش آزادی خواهی و دمکراسی در ایران سخن گفت.وی ایران را کشوری انقلاب خیز خواند که در طول یکصد سال گذشته چهار انقلاب و نهضت اجتماعی داشته است.((انقلاب مشروطیت،نهضت ملی شدن صنعت نفت،انقلاب اسلامی،نهضت دوم خرداد)) کشوری که دایم تحولات اجتماعی در قالب انقلاب و جنبش خود را نشان می دهد.اما بدلیل ضعف نهادهای مدنی هر یک از این حرکت ها قادر نیست دمکراسی را در جامعه مستقر کند و استبداد شدیدتر از گذشته باز تولید می شود.نتیجه منفی، آن که ما نمی توانیم به دلیل این تحولاتی که در جامعه اتفاق می افتد تجربیات سیاسی را به نسل بعدی منتقل کنیم.در نتیجه هر نسلی مجبور است از صفر شروع و خطاها را تکرار و به گمشده آزادی و دمکراسی نرسد .اما از طرف دیگر استبداد و استبداد طلبان دایم تجربیاتشان را منتقل می کنند و به همدیگر نکته ای را فروگذار نمی کنند.هدف ما از شرکت در انتخابات، جلوگیری از یاس و ناامیدی و جلوگیری از این گسست تاریخی است. 25 سال طول کشید تا ملتمان تاوان یک روزه کودتای 28 مرداد را داد.تاج زاده در پایان در پاسخ به سوال معترضی که دوران ریاست جمهوری خاتمی را سراسر بحران و ناآرامی سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی خواند گفت :تا اطلاع ثانوی کشور دچار بحران است و باید خوشحال باشیم که دولتی بر سر کار آمد که بحران ها و تضادها و ناکامی ها را در سایه پیگیری احزاب، نهادهای مدنی ، مطبوعات مستقل و آزاد از نهانگاهها به سطح عمومی جامعه آورد تا تصمیمات اساسی در حل و فصل و رفع آنها اتخاذ گردد. یادمان باشد اقدامات بزرگ و مثبت در ایران در ادواری به وقوع پیوسته که اصلاح طلبان در سخت ترین شرایط بر سر کار آمده اند. امیر کبیر، مصدق و خاتمی نمونه های عینی این جریان اصلاح طلبی هستند.اندر بلای سخت پدید آید — فضل و بزرگمردی و سالاری .اما ببینید و بشنوید از تسلط حکومت های مستبد و خودکامه که چه دستاوردهایی پیدا و پنهان از خود به یادگار گذاشته و می گذارند.نتیجه استبداد ،انسداد و اختناق سیاسی،فساد گسترده اقتصادی ،ماجراجویی خارجی و دادن امتیاز به بیگانگان ،تداوم ابتذاال فرهنگی به معنای دروغ ،ریا،نفاق،لکنت زبان و دوگانه زندگی کردن است.اما پیش بینی سال 88 تاج زاده نیز که گفت:اگر احمدی نژاد دوباره رییس جمهور بشود به جای کردان، یک گردان کردان بر سر کار خواهد آورد، با انتخاب اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاون اول احمدی نژاد، در حال به واقعیت پیوستن است.حال این سوال پیش می آید که گناه تاج زاده به غیر از ترویج و ترغیب مردم و گروههای سیاسی –اجتماعی، شرکت در انتخابات و مبارزه در چارچوب قانون و به دور از خشونت در جهت رشد و بالندگی سیاسی- اجتماعی برای رسیدن به آزادی و دمکراسی پایدار چه بوده است و آیا وی و همفکران ایشان مستحق چنین برخوردهای تحقیر آمیزی هستند !؟اگر چه تاریخ سراسر گواه برحقانیت و به حقیقت پیوستن این راه دارد.
الیاس احمد حسینی
دستگیریهای دیشب، بیانیهها و راهکارها در راه است
دیشب خیلی از خیابانهای تهران درگیر تظاهرات و زد و خورد بود. مردم احساس کردهاند که به شعورشان توهین شده. دیشب مجمع روحانیون مبارز جلسه فوقالعاده داشت. در آنجا اخبار متفرقه درگیریهای خیابانی و زد و خوردها هم مطرح شد. مهمترین دستورش بیانیهای بود که منتشر شد. آقای خاتمی از جلسهای به مجمع آمده بود که در آن آقای مهندس موسوی و تعدادی از بزرگان بودند. این بیانیه مجمع که خواستار تجدید انتخابات است، پس از شنیدن گزارشهای زیادی صادر شد که آقای محتشمی و دیگران ارائه کردند. همچنان که به خوبی میشود فهمید وجدان عمومی جامعه این نتیجه را نپذیرفته است. به همین دلیل مهندس موسوی فردا ساعت 4 بعد از ظهر در مسیر میدان انقلاب تا میدان آزادی درخواست مجوز برای راهپیمایی کرده که امیدواریم همه شرکت کنیم. وقتی برمیگشتم در چند منطقه جوانان به صورت مدنی ایستاده بودند و شعار میدادند موسوی رای مارو پس بگیر. در بین راه متوجه شدم که موبایلها قطع شده است. نگران شدم. در ماجرای 18 تیر هم این اتفاق افتاده بود. در منزل لپتاپم را باز کردم دیدم فیسبوک هم مثل دهها سایت دیگر فیلتر شده است. سایت خودم هم کلی مشکل دارد. به هر زوری هست فعلا آن را بالا نگه داشتهام. بیآنکه بتوانم پرسش و پاسخها را up کنم. یکی pm داد که محسن میردامادی را گرفتهاند. باور نکردم. زنگ زدم منزل رضا خاتمی. توضیح داد که محسن و رمضانزاده و سعید شریعتی و صفائیفراهانی و خانم آغاجری را هم گرفتهاند. کلی جا خوردم. بعد یکی دیگه از دوستان خبر داد که بهزاد نبوی را هم گرفتهاند. این بار باز هم به منزل رضا خاتمی زنگ زدم. خانم زهرا اشراقی، همسرش گوشی را برداشت و گفت یک ربع پیش آمدهاند دم منزل و رضا خاتمی را هم بردهاند. گفت صد نفری در لیست هستند. از خیابانها هم صدای تظاهرات و اللهاکبر میآمد. به آقای کروبی زنگ زدم. بعد از نیمه شب بود. گفت که سری به منزلش بزنم. رفتم. با شادابی توضیح میداد که سر شبی با کرباسچی رفتهاند در میان شلوغیهای خیابان ولیعصر و در میان تظاهرکنندگان. با آنها حرف زده و مورد تقدیر قرار گرفته است. توضیح داد که بیانیه دومی هم صادر کرده است. در آن گفته آقای احمدینژاد را رئیسجمهور نمیدانم. ولی به روزنامهاش گفتهاند که نباید بیانیه را چاپ کند و از لغت تقلب هم برای انتخابات استفاده نکنند و از درگیریها هم چیزی ننویسند. امروز هم به جای بیانیه بخشی از صفحه را سفید چاپ کردهاند. صبح امروز هم رفتم پیش آقای خاتمی. دوستان نزدیک میرحسین موسوی هم بودند. از مواضع محکم و آشتیناپذیر موسوی صحبت میکردند که همچنان روی نپذیرفتن نتیجه انتخابات ایستاده است و احتمالا قصد دارد مردم را به یک تجمع و یا راهپیمائی قانونی با هدف تجدید انتخابات دعوت کند. آقای خاتمی هم خیلی تاکید داشت که مهندس موسوی را که چنین با استقامت ایستاده نباید تنها گذاشت و دنبال این بود که همه تاثیرگذاران در کشور همراه این موج عمومی با موسوی برای این شعار تجدید انتخابات همراهی کنند. در همان جلسه بودیم که گفتند رضا خاتمی و عدهای از دوستان دیگر آزاد شدند. تلاش و لابی زیادی شده بود. اما مصطفی دوست خیلی خوب و پرصفامان که عضو جلسه هم بود، به اتفاق رمضانزاده و احتمالا خیلیهای دیگر هنوز آزاد نشدهاند. امیدوارم کارهای مهندس موسوی زودتر اعلام شود تا مردم سریعتر بتوانند بفهمند چه باید بکنند.
محمد علی ابطحی
دیروز و دیشب خیلی با هم فرق داشت. دیروز ایران شادمان بود که دارد سرنوشت خود را با تغییر شکل میدهد. همه هم آمده بودند. دیشب اما شب تلخ شوکآوری شد. خبرها، مثل چهار سال پیش با اعلام زودرس خبرگزاری فارس و کیهان شکل گرفت. اول باور کردنی نبود. کمکم که خبرها جلو رفت خبرها داشت مثل یک کوه سنگین در برابر چشم کسانی که دیده بودند واقعیت این نیست، رسمی میشد. مهندس موسوی هم همزمان اعلام رسمی کرد که پیروز انتخابات است. اما اطلاعات رسمی بود که همچنان در دنیا مطرح بود و بدجوری روی اعصاب ملت لیز میخورد. اینبار مسئله خیلی مهمتر از تقلب بود. خیلیها اسم آن را کودتای سفید میگذارند. با ستادهای مختلف در تماس بودم. مگر میشد خوابید؟ دوبار رفتم پیش آقای کروبی یکبارش ساعت 2 بامداد بود. با دوستان مختلف در ستاد آقای موسوی صحبت میکردم. همه شوک بودند. هروقت فرصت میکردم به فیس بوک و فرندهای نگران آنجا سر میزدم. دوستانی که این بار انتخاب کرده بودند و نتایج را میدیدند و داشتند دقمیکردند، میخواستند حرفهای امیدوارکننده بزنم. من هم از این خبرها نداشتم. شرایط سختی بود. یاوران آقای احمدینژاد علیرغم ممنوعیت تظاهرات، شهر را تسخیر کرده بودند. دوسه ساعتی خوابیدم. صبحی به دفتر آقای خاتمی رفتم. از جلسهای آمده بود و در حال رفتن به جلسه مهم دیگری بود. بیانیه آقای موسوی را دیدم. خیلی صریح بود. بعد از آن به دفتر آقای کروبی رفتم. ایشان هم در حال نوشتن این بیانیه بود. با بیبیسی فارسی هم گفتگوئی کردم. تحلیل این تقلب واضح را کردم. یکی از دوستان میگفت در خیابان فردی را دیده که گفته این بار به جای کلاه گونی بود که به سرمان رفت، مهندسی این انتخابات خیلی هوشمندانه بود. از یک سو رکورد رای دادن در تاریخ انتخابات شکست. اینکه همیشه میگفتند خاتمی در دور دوم بیشتر رای آورد هم باید درهم میریخت و احمدینژاد در این مهندسی باید رای بیشتری از خاتمی به دست میآورد. مهندس موسوی و همه کسانی که همراهش بودند را هم میخواستند، به پایان خط ببرند. ماجرای رای سیصد هزار نفری آقای کروبی هم بخش مهم این سناریو بود. با اینکه آقای کروبی بیشترین کسی بود که یک مجموعههای ثابت رای داشت. اما به دلیل اینکه دیگر کسی از این شعارهای تند و مردممحورانه ندهد و اعلام کنند همه مخالفان و ناراضیان در کشور عددی نیستند، سقف سیصد هزار نفری را برایش در نظر گرفتند. این در حالی است که اخبار رسیده از همه صندوقهای شهرستانها حداقل تساوی آقایان موسوی و احمدینژاد بود. این بار اگر دوباره فراموش نکنیم، جریان غیر دولتی و اصلاحطلب را باید به این نتیجه رسانده باشد که دیگر از طریق صندوقهای رای نمیشود، به فکر اصلاح بود. انتظار میرود کاندیداها و به خصوص مهندس موسوی که خود را کاندیدای پیروز اعلام کرده است و حرف بیجائی هم نزده است، تلاشهائی را که آغاز کردهاند به نتیجه برسد. ظاهرا میخواهند تقاضای تجدید انتخابات کنند. اما نمیدانم آیا امکان پذیر هست یا نه؟ در هر حال این شوک و بهت غیر قابل توصیف جامعه ما را گرفته است. نسل جوانی که میخواست خودش را در این نظام تعریف کند دچار یاس تلخی شده است. موج مهاجرت در ذهن جوانان دوباره جدی میشود ۲.
میرحسین موسوی بیانیه دوم خود خطاب به ملت شریف ایران را صادر كرد.متن بیانیه بدین شرح است:
هموطنان عزیز
از سراسر کشور اخبار بسیاری در مورد وقوع اعتراض نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات اخیر به اینجانب میرسد.اطمینان دارم که این واکنشها نه به خاطر شخص من ، بلکه از سر نگرانی نسبت به روش جدیدی از زندگی سیاسی است که دارد بر کشور ما تحمیل میشود.اقداماتی که در طی این چند روز شاهد آن بودهایم تاکنون در جمهوری اسلامی سابقه نداشته است.اگر مردم با اضطراب تحولات فعلی را دنبال میکنند به خاطر نگرانی شدیدی است که نسبت به در خطر قرار گرفتن دستاوردهای عظیم انقلاب خود دارند.
ما به عنوان کسانی که به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن پایبندیم اصل ولایت فقیه را یکی از ارکان این نظام میدانیم و حرکت سیاسی را در چارچوبهای قانونی دنبال میکنیم.امیدوارم روند آتی حوادث نادرست بودن این برداشت را نشان دهد در عین حال هشدار میدهیم که در این کشور هیچ یک از کسانی که به انقلاب اسلامی علاقه دارند چنین روندی را نخواهند پذیرفت این چیزی است که خون صدها هزار شهید ما را به مسوولیت پذیری در قبال آن فرا میخواند.
مردم عزیز
اینجانب امروز طی نامهای تقاضای خودرا مبنی بر ابطال نتایج انتخابات اخیر به شورای نگهبان ارایه کردم و این کار را تنها راه حل برای بازگشت اعتماد عمومی و حمایت مردم از دولت میدانم.توصیه موکد و مجدد این خدمتگزار شما آن است که به صورت مسالمت آمیز و با رعایت اصل عدم برخورد مخالفتهای مدنی و قانونی خود را در سراسر کشور ادامه دهید.
ما از مسوولان درخواست کردهایم که مجوز برگزاری یک راهپیمایی بزرگ در تمامی شهرهای کشوربه ما داده شود تا در طی آن مردم فرصتی برای نمایش مخالفت خود با شیوه برگزاری انتخابات و نتایج آن پیدا کنند. موافقت مسولان با این امر میتواند بهترین راه حل برای مهار هیجانات فعلی باشد.
از رنگ سبز که نماد معنویت و آزادی و عقلانیت دینی و مداراست و شعار الله اکبر که حاکی از ریشههای انقلابی ماست دست بر نداریم. این رنگ و شعاری است که همچنان وحدت بخش صفوف ملت ما و بهترین وسیله ارتباط دلها و خواستههای ما با هم خواهد بود.متاسفانه تلاش گستردهای برای قطع تمامی امکانات ارتباطی ما با هم صورت میگیرد و به این نکته توجه نمیشود که قطع این مجاری تنها منجر به آن خواهد شد که واکنشهای موجود از شکلی هدفمند و مهار شده تغییر ماهیت پیدا کند و خدای ناکرده به حرکات کور تبدیل شود.اطمینان دارم که خلاقیت شما راه حلهای ارتباطی جدید و موثری را پایه ریزی خواهد کرد تا بتوانیم از اقدامات خود نتایجی مفید به حال کشور و نظام و انقلاب بگیریم.
به عنوان یک علاقمند به نیروی انتظامی توصیه میکنم از برخورد خشن با حرکتهای خودجوش مردم خودداری کند و اجازه ندهد که اعتماد مردم نسبت به این نهاد ارزشمند خدشه دار شود.این مردم برای احقاق حقوق خود و حقوق شما در صحنه حاضر شدهاند و برادران و خواهران شما هستند. قدرت نیروهای نظامی و انتظامی کشور ما همواره در وحدت آنها با مردم بوده است و درآینده نیز چنین خواهد بود.
به امید روزهای بهتر
میرحسین موسوی